با حملات دریای سرخ در سال ۲۰۱۹، به نظر میرسد که رهبران کشورهای خلیج فارس تصمیم گرفتهاند که مسئولیت امنیت منطقه بر دوش خودشان است و بهطور فعالتری با جمهوری اسلامی ایران تعامل کنند. رویکرد عملگرایانه دولتهای عربی خلیج فارس در دوری عمدی از حملات هوایی آمریکا و بریتانیا علیه اهداف حوثیها در یمن از […]
با حملات دریای سرخ در سال ۲۰۱۹، به نظر میرسد که رهبران کشورهای خلیج فارس تصمیم گرفتهاند که مسئولیت امنیت منطقه بر دوش خودشان است و بهطور فعالتری با جمهوری اسلامی ایران تعامل کنند. رویکرد عملگرایانه دولتهای عربی خلیج فارس در دوری عمدی از حملات هوایی آمریکا و بریتانیا علیه اهداف حوثیها در یمن از ژانویه ۲۰۲۴ قابل توجه است؛ این اقدام نشاندهنده تمایل آنها به پرهیز از ایجاد تنشهای جدید با ایران یا نیروهای نیابتی آن است.
روابط شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و ایران طی چند سال گذشته روندی پایدار از کاهش تنش را دنبال کرده است. این روند عمدتاً به دلایل اقتصادی، نیاز به ثبات منطقهای برای پیگیری برنامههای اقتصادی، و همچنین تردید کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به قابلیت اتکای ایالات متحده در تأمین امنیت منطقه شکل گرفته است.
با این حال، این عملگرایی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بهویژه با رویارویی ایران و اسرائیل و با دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، مورد آزمون قرار گرفته است. در شرایط نزدیکی مجدد منطقهای، کشورهای عربی خلیج فارس ترجیح میدهند از سیاست «فشار حداکثری» ترامپ بر ایران فاصله بگیرند و بهجای آن، بهعنوان میانجی برای کاهش تنشهای منطقهای عمل کنند.
اگر پیشگوییها بر پایهٔ واژهها استوار بودند، آنگاه سخنان باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، که گفته بود عربستان سعودی و ایران باید راهی برای «تقسیم همسایگی و ایجاد نوعی صلح سرد» پیدا کنند، اکنون به واقعیت پیوسته است.چند روز پس از آنکه ایران در ۱ اکتبر دومین حملهٔ موشکی خود را علیه اسرائیل انجام داد، نیروی دریایی عربستان سعودی برای نخستین بار در کنار نیروی دریایی ایران و سایر نیروهای دریایی منطقه در یک رزمایش مشترک در خلیج عمان شرکت کرد. این رویداد نقطه عطفی در روابط میان این دو رقیب دیرینهٔ ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیک بود.
دیپلماسی دفاعی میان این دو کشور یک ماه بعد ادامه یافت، زمانی که رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عربستان سعودی به تهران سفر کرد.در رویدادی جداگانه، در ۳ فوریه، چهار ناو ایرانی برای یک بازدید سه روزه وارد بندر خالد در شارجه شدند. این نخستین تبادل نیروی دریایی میان ایران و امارات متحده عربی بود و بهعنوان بخشی از یک برنامهٔ تبادل بازدیدهای دریایی برای تقویت امنیت دریایی و تضمین آزادی کشتیرانی در منطقه معرفی شد.
نزدیکی روابط ایران با همسایگان عرب خود در خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به حدی رسیده است که اکنون حتی در تعاملات دفاعی نیز مشارکت دارند. این تحول، تغییری اساسی در فضای منطقهای در مقایسه با دوران نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ محسوب میشود.در آن زمان، ریاض، ابوظبی و منامه از کمپین «فشار حداکثری» ترامپ علیه تهران حمایت کرده بودند. علاوه بر این، عربستان سعودی و امارات پیشتر با برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که توسط دولت اوباما برای کنترل برنامه هستهای ایران تنظیم شده بود، مخالفت کرده و تأکید داشتند که این توافق برای مقابله با تهدیدات ناشی از ایران و گروههای نیابتیاش کافی نیست
روند رو به رشد کاهش تنش میان ایران و اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در سالهای اخیر با انگیزههای متفاوتی از سوی دو طرف شکل گرفته، اما در اصل بر اساس عملگرایی استوار است
برای رهبران عرب خلیج فارس، عامل اصلی این روند، اعتقاد آنها به ضرورت مسئولیتپذیری در قبال امنیت خودشان است، چراکه بهطور فزایندهای ایالات متحده را شریکی غیرقابلاعتماد در تأمین امنیت منطقهای میبینند. این نگرش احتمالاً پس از رویدادهای مربوط به موضوع اسرای اسرائیلیها توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تقویت شده است.علاوه بر این، برنامههای داخلی کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه در ریاض، برای کاهش وابستگی به نفت، نیازمند ثبات منطقهای بهعنوان پیششرطی برای بازسازی اقتصادی است.از سوی دیگر، ایران که در سالهای اخیر با توجه به شرایط منطقه اکنون بیش از گذشته به دیپلماسی منطقهای نیاز دارد. اگرچه در گذشته این دیپلماسی ابزاری برای خروج از انزوای اقتصادی بود، اما اکنون به ضرورتی برای جلوگیری از تضعیف بیشتر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است.
تلاش ایران برای نزدیک شدن به همسایگان خلیجفارس خود را میتوان به سیاست حسن همجواری این کشور در اواخر سال ۲۰۱۹ نسبت داد. مهمترین پیشنهاد ایران در آن زمان در هفتاد و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد، زمانی که دولت روحانی ابتکار صلح هرمز (HOPE) را ارائه کرد. این طرح چشمانداز ایران برای ایجاد یک راهحل منطقهای در زمینه «امنیت انرژی، آزادی ناوبری، تبادل اطلاعات، کنترل تسلیحات، پیشگیری از درگیری و عدم تجاوز» بود.رویکرد مصالحهجویانه ایران نسبت به همسایگان عرب خود عمدتاً ناشی از آسیبپذیریهایش و همچنین به رسمیت شناختن وزن فزایندهٔ منطقهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی بود. ایرانِ تحت تحریم، کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه امارات و عربستان را بهعنوان یک شریان حیاتی اقتصادی مهم میدید.
دیدگاهتان را بنویسید